۵ نوامبر ۱۹۴۲
به ولمان دبلیو. اشمید
آقای گرامی
ضمن احترامات فائقه در باب پرسشتان پیرامون خورشید سیاه، آن soleil noir که بودلر از آن سخن گفته است مطلقاً استثنا نیست. فیالمثل آن ایدهای که در پاد-زمین روی میدهد، در دستگاه اندیشهی فیثاغوری وجود دارد و ایدهی sol niger [=خورشید سیاه] و نیز ignis niger [=آتش سیاه] را در کیمیاگری نیز مییابیم.
ایدهای متناظر با ماه سیاه وجود ندارد زیرا چنین چیزی مطابق با ماه نو است که پیشبینی میشود. ماه بهطور مشخص نقشی انطباقپذیر با زنان دارد در حالی که گسترهی مفهومی آفتاب برای زنان و مردان هر دو روی میدهد.
آن سؤالی که دربارهی تصاویر آغازین زنان کردید، تا جایی که دستمایههای کهنالگویی چنین توجهی را میرسانند ابهام دارد و از آنچه دربارهی مردان در دست است فاصلهی محسوسی دارد. این قضیه به این دلیل ساده است که شروعها عمدتاً به دست مردان بنیان گذارده و رشد یافتهاند. با همهی این احوال انواع و اقسام سرنخها را در اساطیر یونان (و البته روانشناسی بدوی) میتوان یافت. توجهتان را به تمثّلهایی از قبیل هکاته، دِمِتر، پرسفونه و کلانمام (سیبلی) جلب میکنم. این آخرین تمثّلی است که مهمترین و دفعکنندهترین نقش را در سرآغازهای زنانه ایفا کرده است. واژهی Terrible به آن ارجاع میدهد. در این باره مطالبی را در این منبع پیدا میکنید:
Kerenyi and Jung: Einfithrung in das Wesen der Mythologie (Pantheon Akademische Verlagsanstalt, Amsterdam and Leipzig, 1941).
اگر به مطالعهی بیشتر علاقه داشتید اینجا:
H. Thurnwald: Menschen der Siidsee (Enke Verlag, Stuttgart, 1937).
با صمیمیت بسیار
ک.گ.یونگ
ج۱، صص۳۲۲-۳۲۳.