نامه‌های یونگ ۱۳

۲۱ دسامبر ۱۹۴۴
به پاستور ارنست فیشر
پاستور فیشر عزیز
مقاله‌ای که در نشریه‌ی Volksblatt [= نامه‌ی ملت] برایم ارسال فرمودید محتملاً به یک رؤیا ارجاع می‌دهد اما بال‌وپری که به لحاظ ادبی یافته است معلوم نمی‌کند رؤیا با چه میزان تخیلات افزوده مخلوط شده است.
آن رؤیا چیز نچسبی هم نیست و به‌وضوح رؤیایی از آن شخصی بسیار مذهبی است. البتّه می‌دانیم آن‌چه در رؤیا روی می‌دهد درامی است که بر صحنه‌ی درونی یک نفر واقع شده است؛ آن‌جا که رؤیابین بازیگر، لیبرتو، تالار نمایش و عموم تماشاگران است. در این مورد رؤیابین شاهد آن است که چه‌گونه زن و دخترش به‌ناگهان گویی که به ملکوت عروج کرده باشند ناپدید می‌شوند. قطعاً این فرآیندی از انفکاک روانی است که آن رؤیا به کمک فرافکنی آن را به هر شماری از خانواده‌های دیگر بسط می‌دهد. اگر این تکّه را اصل بگیریم نتیجه‌ای که حاصل‌مان می‌شود این است که رؤیابین درگیر اثرات انفکاک روانی نه فقط در خود بل‌که در حلقه‌ی روابط نزدیک‌اش است.
انفکاک روانی این شخص دربرگیرنده‌ی انفصال از عنصر زنانه‌ی نیاگاه است که در زبان‌های غربی آنیما، پسوخه و همزادان این مفاهیم اند که جملگی طبیعت زنانه دارند. این‌گونه انفکاک‌ها معمولاً وقتی واقع می‌شود که آگاه به‌واسطه‌ی یک توجه خاص یا انحرافی دیگر از بنیان طبیعی خود بسیار دور شده باشد و به تبع آن در تعارض با پیش‌شرط‌های طبیعی خود قرار گرفته باشد. این هم‌چنین پدیده‌ای رایج در تاریخ فرهنگ است که به قصد التیام بخشیدن به آن برای تلفیق انفکاک‌ها مناسکی در نظر گرفته شده است و این مناسک به‌تواتر شکل ازدواج مقدس به خود می‌گیرند. حتی در مسیحیت این نمادگرایی را در nuptiae agni [=ازدواج برّه] و در اتحاد مسیح sponsus [=داماد] با sponsa ecclesia [=عروس کلیسا] داریم. این نمادگرایی تلفیق در مقام شفایی برای انفکاک روانی در بسیاری از ادیان بنا نهاده شده است. حتی در دین به‌شدت مردسالار یهود نمادگرایی عشق در pardes rimmonim [=باغ انار] و اتحاد نهایی شخینا با sponsus Tifereth [=داماد طیفرت] را داریم.
وضعیت انفکاک‌یافتگی فی‌نفسه نوعی بیمارگونگی در یک یا چند نفر است که به محیط اطراف آن‌ها شیوع پیدا می‌کند. سرمنشأ هیجانی این مقاله میلی به برانگیخته کردن خواننده‌ی ساده‌دل که چه‌بسا در انتظار معجزه نشسته باشد دارد؛ کاری که در مجموع نمی‌تواند کند. بشخصه وقتی که بیمارانم رؤیاهای نشان‌دار و معنی‌داری از این‌گونه دارند به‌شان توصیه می‌کنم آن را پیغام‌هایی که به نشانی شخصی‌شان فرستاده شده است در نظر بگیرند. (somnia a Deo missal) و این توصیه را عیناً می‌توانم به نویسنده‌ی آن مقاله هم کنم. به‌علاوه آن نویسنده پیشاپیش خود را برابر چشمانی آگاه برهنه کرده است. اگر توأم با رؤیا اعتراف بینشمندانه‌ای از وضعیت خود نیز کرده باشد موضوع دیگری است. با این حال به جهت فقدان آگاهی چنین امری واضحاً محال است.
امیدوارم پاسخ قانع‌کننده‌ای به پرسش‌های پیچیده‌ی مطروحه در مقاله داده باشم.
با صمیمیت همیشگی
ک.گ.یونگ




ج۱، صص۳۵۵-۳۵۶.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها