تاریخ بی‌پی(۱۷)/ جِی. اچ. بامبرگ و رونالد دبلیو. فریِر/ ترجمه‌ی آبذ

هـ

کشف نفت در مسجدسلیمان در مه ۱۹۰۸

 

مسجدسلیمان آخرین پرتاب تاسِ امتیاز بود. در آغاز سال ۱۹۰۶، رینولدز نسبت به حفاری در آنجا بسیار مشتاق بود. او در نامه‌ای به سندیکای امتیازات نوشت: «به نظر من، اگر شما تصمیم به حفاری در آنجا نگیرید، حق مطلب درباره‌ی این محل ادا نخواهد شد. بر اساس بهترین قضاوت من، این محل از میان دو گزینه، ملک بهتری است… شما هزینه‌ی تجهیزات را متحمل شده‌اید و هزینه‌ی اضافی حفاری در آنجا، در مقایسه با مخارجی که تاکنون انجام شده است، ناچیز خواهد بود.» این ارزیابی، سنجیده و هوشمندانه بود، اما مشکل جاده را نادیده می‌گرفت. رینولدز اشاره کرد که برای کسانی که «هرگز پایشان را به این نواحی نگذاشته‌اند»، دشوار است درک کنند که «غیرممکن است بتوان یک فرد بومی را پیدا کرد که بتوان او را مسئول گروهی از کارگران کرد تا کارهای خاک‌برداری یا هر کار مشابه دیگری را که ممکن است در آنجا لازم باشد، انجام دهد.» کار در آنجا «همه‌اش خوش‌گذرانی و بازی نبود». تا اوت ۱۹۰۶ طول کشید تا ساخت جاده آغاز شود؛ با وجود شرایط دشوار و کمبود مواد منفجره، کار، «پیشرفت قابل‌قبولی» داشت و دو گروه کارگری تا آغاز ماه دسامبر مشغول کار بودند. در آن زمان، بردشاو، که مسئول عملیات جاده‌سازی بود، گزارش داد که رودخانه‌ی کارون، پس از بارندگی‌ها، به صورت «سیلابی خروشان» درآمده و همه‌ی آنچه را انجام شده بود به‌طور کامل نابود کرده است. رینولدز همه‌ی کارکنان موجود را برای جبران زمان ازدست‌رفته به کار جاده گماشت و سوگند خورد که «به‌درستی خود را به میدان نفتون برساند»، تا «وقتی موفقیت حاصل شد، هیچ چیز بیش از این مرا خوشحال نخواهد کرد که بشنوم تعداد بیشتری از مدیران شرکت سی.اس.ال (شرکت نفت برمه)[1] به آنجا آمده‌اند تا خودشان قضاوت کنند.» رینولدز با سخاوت از دو دستیار خود، هالند و والترز، تمجید کرد؛ کسانی که بدون کمک آنان، «در زمانی که هیچ‌کس در این کشور، اگر بتواند از آن اجتناب کند، کار نمی‌کند، ما نمی‌توانستیم تجهیزات را در محل مستقر کنیم.»

کار روی جاده‌ی مسجدسلیمان، ۱۹۰۷

با وجود این تلاش‌های استثنایی، حفاری نخستین چاه در مسجدسلیمان، که محل آن را رینولدز تعیین کرده بود، تا ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر روز ۲۳ ژانویه‌ی ۱۹۰۸ آغاز نشد. یکی از آخرین مشکلات رینولدز آسیب‌دیدگی لوله‌ی جداریِ پیچ‌دار[2] بود؛ مشکلی که دو سال پیش از آن درباره‌اش شکایت کرده و توصیه کرده بود که با  بلوک‌های چوبی از آن محافظت شود. دستورهایی که او در ماه ژانویه دریافت کرد این بود که کار در شاردین را متوقف کند، «با دو محل منتخب در مسجدسلیمان با تمام توان پیش برود» و حفارانی را که دیگر مورد نیاز نبودند بازگرداند. رینولدز برای آنکه بتواند آماده‌سازی چاه دوم را نیز پیش ببرد، همه‌ی حفاران را نگه داشت؛ محل چاه دوم که در اواسط فوریه هنوز در حال تسطیح بود، سرانجام تا ماه مارس آغاز به کار نکرد. در پایان فوریه، رینولدز با اطمینان اعلام کرد که «پیش از آنکه لازم شود قسط پانزدهم ماه مه به خان‌ها پرداخت شود، در هر صورت نتیجه‌ای قطعی به دست خواهد آمد.» او تنها ده روز در برآوردش اشتباه کرده بود. با توجه به اینکه کارکنان، با پایان یافتن قراردادهایشان (که همه‌ی آنها تمدید نمی‌شد، یا صرفاً به‌طور موقت تمدید می‌گردید) در حال ترک کار بودند، رینولدز در حفظ روحیه‌ی کارکنان در ماه‌های دشوار پایانی عملکرد قابل‌توجهی داشت؛ ماه‌هایی که در آن آب گوگردی باعث خوردگی کابل‌های سیمی می‌شد و وجود گاز، خطرناک بود. در ماه آوریل، کانینگهام کریگ و ردوود به رینولدز اطمینان دادند که نفت در عمقی متوسط کشف خواهد شد.

زمین‌شناسان ممکن بود بیش از اندازه خوش‌بین بوده باشند، اما مدیران شرکت برمه بار دیگر محتاطانه عمل می‌کردند؛ زیرا قرارداد سال ۱۹۰۷ رو به پایان بود و، همان‌طور که دارسی در اول آوریل به پریس اشاره کرده بود، منابع مالی نیز رو به کاهش گذاشته بود. چند روز بعد، دور دیگری از «پوکر امتیازها» آغاز شد؛ زمانی که همیلتون به دارسی اطلاع داد: «پول آنها تمام شده است… مگر که من از این پس نیمی از هزینه‌ها را تأمین کنم، کار باید متوقف شود… البته من نمی‌توانم ۲۰٬۰۰۰ پوند یا چنین مبلغی فراهم کنم، و نمی‌دانم چه باید کرد.» او تا اندازه‌ای از اظهارنظر تامپسون، پسرعموی کارگیل، دلگرم شد؛ کسی که گفته بود آنها «برای حفاظت از منافع خودشان، ناچار اند یا ثابت کنند که ایران موفقیتی به همراه خواهد داشت، یا اینکه ثابت کنند برای هیچ کس دیگری نیز ارزشی ندارد.» درواقع، هم دارسی و هم شرکت برمه در موقعیتی مشابه گرفتار شده بودند، با این تفاوت که شرکت برمه دستِ بالاتری داشت. شرکت برمه بر اساس توصیه‌های زمین‌شناسی اطمینان داشت که در عمق ۱۵۰۰ فوتی مشخص خواهد شد که آیا نفت وجود دارد یا خیر.

حفاری آسان‌تر پیش می‌رفت و تا ماه آوریل، تنها به ۵۰۰ فوت حفاری بیشتر در چاه نخست و ۱۰۰۰ فوت در چاه دوم نیاز بود. همیلتون مبلغ ۴۰٬۰۰۰ پوند را با دارسی در میان گذاشت، اما او معتقد بود که: «به نظر من، ۱۰٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ پوند باید برای به پایان رساندن این آزمایش کافی باشد، زیرا ما تنها با نرخ ۳٬۵۰۰ تا ۴٬۰۰۰ پوند در ماه هزینه می‌کنیم.» دارسی در پرداخت هر مبلغی تعلل می‌کرد، شاید عمداً. در ۱۵ آوریل، هیئت‌مدیره‌ی شرکت برمه از دارسی درخواست کرد که نیمی از هرگونه هزینه تا سقف ۲۰٬۰۰۰ پوند را پرداخت کند؛ اما اعلام کرد که اگر او تا پایان ماه این درخواست را نپذیرد، «هیئت‌مدیره آنگاه بررسی خواهد کرد که آیا نباید عملیات در ایران را به‌طور کامل و فوری متوقف کند.» برای تأکید بر این موضع، آنها دو روز بعد، در ششمین مجمع عمومی سالانه‌ی شرکت اعلام کردند که: «مگر آنکه به‌زودی نتایج رضایت‌بخشی به دست آید، این پروژه کنار گذاشته خواهد شد.» در ۱۹ مه، یک هفته پیش از فوران نفت، دارسی قرارداد دیگری با شرکت برمه امضا کرد. بر اساس این قرارداد، شرکت برمه تضمین کرد که تا سقف ۴۰٬۰۰۰ پوند هزینه‌ی اضافی را تا ۲۰ مه ۱۹۰۹ تأمین کند تا وجود نفت به اثبات برسد؛ در مقابل، اگر و زمانی که شرکتی برای بهره‌برداری از نفت کشف‌شده تأسیس می‌شد، شرکت برمه حق داشت تمام هزینه‌های خود را بازپس گیرد. آنها چیز زیادی برای ازدست‌دادن نداشتند و زمان زیادی نیز لازم نبود تا نتیجه مشخص شود.

در آغاز ماه مه، چاه‌ها به‌ترتیب به عمق ۹۳۳ و ۵۶۳ فوت رسیده بودند. به‌طور غیرمنتظره‌ای، مته‌ی حفاری باز شد و در داخل چاه از دست رفت و به مدت ده روز عملیات برای بیرون آوردن آن ادامه یافت؛ در حالی که دمای هوا در سایه به ۱۱۰ درجه‌ی فارنهایت می‌رسید. سپس ناگهان، در ساعت حدود ۴ بامداد روز ۲۶ مه ۱۹۰۸، در عمق ۱۱۸۰ فوتی، نفت کشف شد. در آزمایش جریان نفت در روز بعد، مقدار تخمینی ۲۹۷ بشکه ثبت گردید. رینولدز خبر را با تلگراف ارسال کرد، اما این تلگراف ستوان ویلسون بود که نخست رسید؛ پیامی که با رمزِ کتاب مقدس فرستاده شده بود: «مزمور ۱۰۴، آیه‌ی ۱۵، جمله‌ی سوم، و مزمور ۱۱۴، آیه‌ی ۸، جمله‌ی دوم.» ترجمه‌ی این عبارت چنین بود: «تا او از زمین روغن [نفت] بیرون آورد تا چهره‌ای شادمان پدید آورد»؛

«و سنگ چخماق را به چشمه‌ای جوشان تبدیل کند.» رینولدز که به افراد خود می‌اندیشید، پرسید در مورد پاداش‌ها چه اقدامی باید کند؛ سپس به اهواز بازگشت تا حساب‌های خودش را به‌روز کند، زیرا قرارداد خودش نیز در حال پایان یافتن بود. در راه بازگشت، در اواسط ماه ژوئن، نامه‌ای به تاریخ ۱۴ مه از سوی سندیکای امتیازات دریافت کرد که در آن آمده بود: «اگر امکان داشته باشد، مایل هستیم دو چاه در مسجدسلیمان را تا عمق ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ فوت ادامه دهید؛ و اگر در این عمق نفتی یافت نشد، عملیات را متوقف کرده، تعطیل کنیم و تا آنجا که ممکن است تجهیزات را به محمره منتقل نماییم.» رینولدز احتمالاً با تلخی لبخندی زده بود. دیگر نیازی به پاسخ متقابل نبود. تنها کاری که باقی مانده بود این بود که شرکت، امتیازی را که دارسی به دست آورده بود، به مرحله‌ی بهره‌برداری برساند.

[1]. Concessions Syndicate Ltd

[2]. screwed casing

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها