مروری بر اشکالات ایرادشده‌ی براهنی به داستان‌نویسی ابراهیم گلستان/ آبذ

مصیبت وفات ابراهیم گلستان هنوز تازه است. تا این‌جا یادداشت‌هایی که درباره‌ی ابراهیم گلستان نوشتم به چهره‌ی نمادین و صدای شخصی او مربوط می‌شد نه اختصاصاً جنبه‌ی حرفه‌ای او در داستان و کارگردانی سینما.
این یادداشت را به اشاراتی درباره‌ی داستان‌های ابراهیم گلستان مخصوص می‌کنم. در مقام نویسنده، ابراهیم گلستان برای من از ان دست نویسنده‌هایی بوده است که هر از چندی وادار به بازخوانی همه‌ی آثارش شده‌ام.
نخستین بار در سنین پایین و نوجوانی کتاب‌های ابراهیم گلستان را خواندم و شیفته‌اش شدم. اما بعداً زمانی که بحث و مشاجره حول سطر سطرِ «نوشتن با دوربین» بالا گرفت، به خودم نهیب زدم که چه‌بسا احساسات نوجوانی و تشخیص خام عهد صباوت من را به قلم ابراهیم گلستان شیفته کرده است.
این شد که یک بار دیگر دوره‌ی آثار گلستان را بازخوانی کردم. به این نتیجه رسیدم که در ستایش او راه خطا نرفته‌ام. ابراهیم گلستان اگرچه نویسنده‌ی پرکاری به حساب نمی‌آید، اما هر آن‌چه نوشته است جایی در سطح عالی‌ترین نویسندگان جهانی قرار می‌گیرد.
جایی رضا براهنی اشارتی دارد بدین مضمون که گلستان در داستان که می‌باید رگه‌ای از واقعی‌نمایی داشته باشد وزن را به کار می‌گیرد و داستان موزون می‌نویسد؛ و شاملو در شعر که به‌مراتب بیش از نثر محتاج وزن است و اگرچه وزن را می‌شناسد، از موزون‌نویسی تن می‌زند. اشاره‌ی نهایی براهنی این است که کاری را که شاملو باید کند گلستان می‌کند و کاری را که گلستان باید کند شاملو می‌کند.
نکته‌ی نقل‌شده از براهنی صرفاً در یکی از داستان‌های گلستان یعنی داستان «درخت‌ها» در مجموعه‌داستان «جوی و دیوار و تشنه» صدق می‌کند و گلستان جز داستان «درخت‌ها»، که کم‌وبیش در قالب بحر طویل و در بحر هزج مقبوض نوشته شده است، داستان دیگری را به نحو موزون ننوشته است.
و البتّه علاوه بر این، ظرایف دیگری نیز در «درخت‌ها» وجود دارد که لازم می‌کند خواننده‌ی زبده برای مواجهه با تمام ابعاد زیبایی‌شناختی این داستان، با وزن شعر فارسی آشنا باشد. پاره‌ای بخش‌های داستان محتاج وقف یا عوض کردن سطر بوده است که گلستان از این رفتار با متن داستان اجتناب کرده است. اما خواننده‌ی زبده لاجرم باید فراتر از درست‌خوانی متن داستان «درخت‌ها» به سیاق بحر طویل، کار سخت‌تر را هم انجام دهد؛ یعنی محل‌های قطعی و مسجّل وقف یا محل‌هایی که قهراً لازم است سطر عوض شود تشخیص و مراعات کند.
نکته‌ی براهنی آن‌جایی که به شاملو مربوط می‌شود با نوعی غفلت از مواجهه‌ی مدرنیسم شخصی شاملو با جوهر شعر همراه است. در حقیقت در پاسخ چنین اشکال‌گیری قاعدتاً شاملو می‌گفت من همه‌ی عناصر تشریفاتی شعر را از شعرم بیرون کرده‌ام تا وادار به مکاشفه در جوهر شعر شوم. صرف‌نظر کردن از وزن در شعر شاملو از جایی به بعد صورت راست‌کیشانه‌ای از تشریفات سخت‌گیرانه‌ی شاعری است که شخصاً آن را به خود تحمیل کرده بود. آن روندی که شاملو در طیّ آن عروض قدمایی و عروض نیمایی را از کار و بار شاعری خود اخراج می‌کند لاجرم می‌بایست از این زاویه نگریسته شود.
درباره‌ی داستان‌های گلستان می‌توان چندین شبانه‌روز نوشت و نوشت و برتری‌هایش بر سایرین را برشمرد. در این نوشته اکنون به همین مقدار اکتفا می‌کنیم.
تهران، ۲ سپتامبر ۲۰۲۳ مسیحی
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها