ضرورت قیامت در جهان هنری وودی آلن/ آبذ

رستاخیز، اثر سباستیانو ریچی، ۱۷۱۵-۱۷۱۶ مسیحی
چندین سال پیش دوستی که در یک رابطه‌ی عاطفی تجربه‌ی ناخوشایندی یافته بود موضوع را با من در میان گذاشت و در پایان نقل واقعات نوشت: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره فمن یعمل مثقال ذرة شرّاً یره.» به این معنی که شخص ستم‌پیشه عقوبت‌اش را در زندگی این‌جهانی خواهد دید. ناگزیر شدم تذکر بدهم که این دو آیه درباره‌ی روز داوری است نه روندهای دنیوی.
از مسائل اصلی یکتاپرستی ناتمامی و نابسندگی دنیاست. به عبارت دیگر زندگی دنیوی به لحاظ رنج و شادی یا گناه و عقوبت ناقص و ناتمام است و برای کامل شدن زندگی و ایجاد توازن میان همه‌ی شادی‌ها و رنج‌ها یا گناهان و عقوبت‌ها قیامت لازم می‌شود. در این باره نظم‌های توصیفی متنوع و پیچیده‌ای هم در الهیات ادیان ابراهیمی طرح شده است که نامتوازن بودن دنیا را توضیح کند.
داستایفسکی در «جنایت و مکافات» یک روایت درون‌نگرانه از قتل می‌دهد. این طرز نگاه به قتل و پایان خوش‌بینانه‌ی داستایفسکی بر رمان امضای پررنگ و درشت مسیحی دارد. وودی آلن در Match Point یک نقیضه‌ی یهودی بر «جنایت و مکافات» آفریده است که در آن درون‌نگری در شر مجاز نیست و ضمناً با بدبینی به نوع بشر نگاه می‌کند. با این حال روح روشنفکری در نگاه داستایفسکی بیش‌تر است تا نگاه وودی آلن، چون روشنفکر غالباً بر برتری نیروی خیر تأکید می‌کند. همان کاری که زولا درباره‌ی دریفوس کرد.
‌‌
اما کاری که وودی آلن در Match Point می‌کند و چه‌بسا این فیلم را – هرچند هیچ ارجاع دینی یا مذهبی در آن دیده نمی‌شود – بدل به یک فیلم دینی و شاید از دینی‌ترین نمونه‌های تاریخ سینما می‌کند این است که برخلاف داستایفسکی این جوهر نامتوازن دنیا و ناتمامی آن را بی‌رحمانه در پایان‌بندی به تصویر می‌کشد. Match Point از انگشت‌شمار فیلم‌های تاریخ سینماست که در آن قاتل به قانون تحویل داده نمی‌شود و به مجازات نمی‌رسد. چنین الگویی به‌طور گسترده در سینما اجازه‌ی عرضه‌ی عمومی ندارد.
امروز سخت‌گیری‌های مضمونی به نحو صریح در هالیوود یا سینمای اروپا اعمال نمی‌شود اما شرکت‌های فیلم‌سازی و تهیّه‌کنندگان – خود – دقت می‌کنند که تبهکاری در سینما تبلیغ نشود. با این حال وودی آلن با پایان‌بندی تکان‌دهنده‌ی فیلم، نه‌تنها تبهکاری را تبلیغ نمی‌کند، که وجوب قیامت را از طریق مجاز مرسل به تماشاگر ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که فقط با قیامت می‌توان تعادل را به زندگی بازگردانْد.
فراتر از قالب‌شکنی و پایان‌بندی خارج از عرف، جنسی از دیالوگ که وودی آلن با داستایفسکی و رمان «جنایت و مکافات» برقرار کرده است روح مسیحی جهان ادبی داستایفسکی را مغایر یکتاپرستی معرفی می‌کند. یعنی نقد وودی آلن به داستایفسکی یک نقد موردی و زدوخورد معمول بین دو مؤلف نیست.
‌‌
وودی آلن در این مورد پایان‌بندی خوش‌بینانه‌ی داستایفسکی را نقض فاحش ایده‌ی قیامت و ضرورت آن از طریق پایان‌بندی نشان می‌دهد. طریقه‌ای که راسکولنیکوف خود را به قانون تقدیم می‌کند و در پایان رمان در راه اردوگاه کار اجباری و زندان با اعمال شاقّه روانه می‌شود از دیدگاه آشکارا یهودی وودی آلن نوعی شیادی برای خوش‌بینی به دنیا و نقض ایده‌ی قیامت تعبیر می‌شود. این نقد از طریق ایجابی خلق یک ردّیّه‌ی سینمایی رخ می‌دهد.
درعین‌حال در سرتاسر این روند می‌توان نوعی بازنگری الهیاتی در مقوله‌ی «پایان خوش» را هم ملاحظه کرد. وودی آلن از طریق ردیه‌ای که برابر «جنایت و مکافات» گذاشته است پرسشی عمومی‌تر را نیز طرح می‌کند که نسبت پایان خوش با انگاره‌ی قیامت را در بر می‌گیرد. آیا هر پایان خوشی به معنی سرپوش نهادن بر نابسندگی دنیا و ضرورت روز داوری نیست؟
تهران، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۳ مسیحی
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها