پیشگفتار
ایدهی نگارش این کتاب نخستین بار در اوایل ۱۹۷۹ شکل گرفت و حدود پنج سال طول کشید تا به ثمر بنشیند. من از دیرباز به نظریههای دولت سرمایهداری بهطور کلی و به آثار پولانزاس بهطور خاص علاقهمند بودهام. نخستین بار در آوریل ۱۹۷۹، زمانی که پولانزاس در کنفرانس سالانهی انجمن جامعهشناسی بریتانیا در کاونتری سخنرانی میکرد، فرصت دیدار با او را پیدا کردم. در آنجا در یکی از واپسین مصاحبههای او شرکت کردم (نگاه کنید به ۱۹۷۹I.a) و به او گفتم که به من پیشنهاد شده است کتابی دربارهی زندگی و آثارش بنویسم. نیکوس، با فروتنی همیشگیاش، فکر میکرد اختصاص دادن یک کتاب به چنین موضوعی مبالغهآمیز است؛ اما یک ماه بعد نامهای نوشت و گفت که نظرش را تغییر داده است. او اظهار داشت که هیچ نویسندهای نمیتواند کاملاً معاصرِ تحول فکری خودش باشد و فهم آثار خود او نیز اغلب دشوار است. به گفتهی او، کسی که بتواند از این آثار فاصله بگیرد و تفسیری انتقادی از آنها ارائه کند، احتمالاً جنبهها و دلالتهای پنهانی را کشف خواهد کرد و خطوط تازهای برای پژوهش پیش خواهد کشید. نیکوس افزود که مایل است مخاطبان گستردهتری پیدا کند و امیدوار است نقد من از آثارش دشواری کمتری نسبت به خود آثار او داشته باشد.
با چنین تشویقی، مکاتبات بیشتری با پولانزاس داشتم و توافق کردیم که پژوهشی را با آزادی کامل در نقد و بررسی آغاز کنم؛ این کتاب به هیچوجه قرار نبود گزارشی «رسمی» یا «مجاز» باشد و قرار نبود در نقد و انتقاد هیچ ملاحظهای در کار باشد. پولانزاس نیز به نوبهی خود قول داد در همهی مراحل همکاری کند و پیشنهاد کرد که در مصاحبهای که در پایان کتاب گنجانده میشد، به هر یک از نقدهای من پاسخ دهد.
چند ماه بعد، پولانزاس به زندگی خود پایان داد. امید بسیاری از افراد به اینکه او همچنان سهمی مهم در مباحث نظری و سیاسی چپ ایفا کند، درهم شکست. اما نمونهی او بهمثابه روشنفکری متعهد و رفیقی سیاسی همچنان زنده است. اگرچه نتوانستم این کار را مطابق برنامهای که با یکدیگر ریخته بودیم ادامه دهم، از کمکهای فراوان همسر نیکوس، آنی لوکلرک، و پدرش، آریستید پولانزاس، بهرهمند شدم. بسیاری از همکاران، دوستان و رفقای پولانزاس نیز حمایت و تشویق فراوانی کردند. بهویژه مایلم از کریستین بوسی-گلوکسمان و کنستانتین تسوکالاس بهخاطر کمک و حمایت سخاوتمندانهشان تشکر کنم. همچنین از مصاحبهها و گفتوگوهایی که با اتین بالیبار، پیر بیرنبام، ایسیدورو چرسکی، گئورگوس دیمیتراکیس، آنجلوس الفانتین، امیلیو ده ایپولا، کوستاس فیلینیس، نیکوس موزلیس، تئودوروس پانگالوس، گوران تربورن و آنری وبر داشتم، بسیار بهره بردم.
با این همه، با توجه به تفاوتهای نظری و سیاسی مهم میان آنان، و نیز اختلافهای محتمل میان دیدگاههای ایشان و دیدگاههای خود من، مسئولیت کامل تفسیرها و استدلالهایی را که در ادامه ارائه میشود بر عهده میگیرم.
انتخاب رویکردی برای اثری نظری و سیاسی که همچون آثار پولانزاس غنی و پیچیده باشد، همواره دشوار است. هرچه مطالعاتم پیش میرفت، بیش از پیش آشکار میشد که بسیاری از تفسیرهای آثار او اساساً گمراهکنندهاند. ازاینرو، این کتاب بر ارائهی گزارشی هرچه کاملتر و دقیقتر از تحول نظری و سیاسی پولانزاس تمرکز دارد. البته هیچ گزارشی نمیتواند از لحاظ نظری و سیاسی واقعاً بیطرف باشد؛ و من نیز از موضع کسی مینویسم که معتقد است پولانزاس سهمی چشمگیر در نظریهی مارکسیستی پس از جنگ داشته است و آثار خود من نیز آشکارا از مطالعات مختلف او تأثیر پذیرفتهاند. به همین دلیل، فصلهای اصلی کتاب ابتدا بازسازی دیدگاههای پولانزاس را ارائه میکنند و سپس نقدهای خود من را نسبت به برخی، و نه لزوماً همه، از همان استدلالها مطرح میسازند. امیدوارم خوانندگان بدینترتیب بتوانند مستقل از تفسیرهای من داوری خود را شکل دهند و فرصت آن را داشته باشند که با نقدهای من مخالفت کنند.
نیاز به روشن کردن آنچه واقعاً در آثار پولانزاس آمده است توضیح میدهد که چرا به تفصیل به انبوه تفسیرها و نقدهای واردشده بر آثار او، یا به مطالعات متعدد دیگری که مدعیاند دیدگاههای او را در مطالعات موردی مشخص به کار بستهاند، نپرداختهام. زیرا گزارشی که در اینجا ارائه میشود اغلب با تلقی رایج از آثار پولانزاس در تعارض است. اگر میخواستم به تکتک نقدها پاسخ دهم، کتاب بهطور نامعقولی طولانی میشد؛ بنابراین تنها به نقدهایی پرداختهام که به روشنتر شدن پژوهش حاضر کمک میکنند.
این امر بدان معناست که مشهورترین نقد از همه را نیز نادیده گرفتهام. زیرا مناقشهی میان رالف میلیبند و نیکوس پولانزاس دربارهی مسائل نظری و دلالتهای سیاسی مورد بحث، اساساً گمراهکننده است ــ عمدتاً به این دلیل که هر دو طرف در بزرگنماییِ خصلت ساختارگرایانهی استدلالهای پولانزاس با یکدیگر همدست بودهاند. امیدوارم این ادعا را در بحثهایم دربارهی قدرت سیاسی و طبقات اجتماعی در فصلهای بعدی توجیه کنم. ملاحظات مشابهی دربارهی بسیاری از تفسیرهای دیگر نیز صادق است و امیدوارم اگر اثر حاضر به برخی از خطوط انتقادی پایان دهد، خطوط انتقادی دیگری را نیز برانگیزد. خود پولانزاس بیتردید منازعهی ایدئولوژیک را کلیدی برای پیشرفت نظری و سیاسی میدانست و تنها میتوان این موضع را تأیید کرد.
در جریان نگارش این کتاب، از حمایت و توصیههای دوستان و همکاران خودم، و نیز دوستان و همکاران پولانزاس، بسیار بهرهمند شدم. در زمینهی گردآوری و آمادهسازی اسناد، بهطور ویژه مایلم از پتروس استامولیس بهخاطر کار خستگیناپذیرش در ترجمهی بسیاری از مقالات، نوشتههای مطبوعاتی و مصاحبههای پولانزاس از زبان یونانی و نیز یافتن برخی از آنها تشکر کنم؛ از جورج آناگنوستوپولوس و گریگوریس آنانیادیس بهخاطر یافتن و ترجمهی نوشتههای دیگری از پولانزاس؛ از آنی لوکلرک بهخاطر در اختیار گذاشتن آرشیو مقالات فرانسوی، نوشتههای مطبوعاتی و مصاحبههای نیکوس؛ از کریستین بوسی-گلوکسمان و ایسیدورو چرسکی بهخاطر فراهم کردن دو مقالهی ارزشمند در مرحلهای نسبتاً دیرهنگام؛ و از نوئل بورگی بهخاطر پیگیری ارجاعات در فرانسه، آنگاه که همهی راههای دیگر به بنبست رسیده بود.
در زمینهی استدلال و صورتبندی مباحث، بهویژه مایلم از بسیاری از نظرات سایمون بروملی تشکر کنم؛ او در فاصلهی یک هفته، هم شیوهی آغاز و هم شیوهی پایان دادن به کتاب را پیشنهاد کرد؛ از استیون کندی که دربارهی نسخهی ماقبل نهایی چندین نظر ارزشمند ارائه کرد و امیدوارم صبر و شکیبایی ویراستارانهاش را با نسخهی نهایی جبران کرده باشم؛ و از روتی لانیادو که پرسشهایش به دقیقتر شدن ایدههای مربوط به راهبرد در فصل پایانی کمک کرد. همچنین از گفتوگوها با گریگوریس آنانیادیس، کوین بونت، آنتونی گیدنز، یواخیم هیرش، ارنستو لاکلائو، تام لینگ، هارولد وولپ و تونی وودویس بهرهی فراوان بردهام.
دانشجویان دورههای من در دانشگاه اسکس نیز احتمالاً بیش از آنچه همیشه مایل بودند دربارهی پولانزاس شنیدند و این فرصت را در اختیارم گذاشتند که ایدههایم را بیازمایم. در مورد لطفها و مهربانیهای دیگری که در طول این پژوهش به من کمک کردند تا کار را ادامه دهم، مایلم از کوین بونت بهخاطر دوستی و تشویقهایش طی سالیان دراز تشکر کنم؛ از پتروس و آنجلیکی استامولیس بهخاطر گرداندن من در آتن، انجام مصاحبههای یونانی و فراهم کردن مهماننوازی خانوادهشان برای خانوادهی من؛ از گریگوریس آنانیادیس و بلانکا مونیز بهخاطر گفتوگوهای فراوان دربارهی موقعیت سیاسی یونان و بسیاری موضوعات دیگر؛ از نوئل بورگی بهخاطر مهماننوازیاش هنگام انجام مصاحبهها در پاریس؛ و از ژان-ایو پوتل بهخاطر سهیم شدن در بار مسئولیت؛ و، آخر از همه اما نه کماهمیتتر، از سوزان بیلی بهخاطر کمکش به رساندن کتاب به مرحلهی تکمیل در مقطعی حساس از زندگیام. سرانجام، مایلم از نیولفت بوکز و نیولفت ریویو برای اجازهی نقلقول از ترجمههای انگلیسی کتابهای پولانزاس و نیز پاسخ انتقادی او به میلیبند و لاکلائو (۱۹۷۶) تشکر کنم.
پاملا و جولیان جسپ در آمادهسازی نسخهی نهایی دستنوشته کمک کردند و همواره منبع الهام من بودهاند. این کتاب را به آنان تقدیم میکنم؛ در پنجمین سالگرد درگذشت پولانزاس، و با این امید که روزی آیندهی بهتری را ببینند؛ آیندهای که او برایش مبارزه کرد.
باب جسپ
کمبریج، ۳ اکتبر ۱۹۸۴