رؤیایی وزن شعر قدیم را خوب میشناخته است. حتی انگار بداههسرایی موزون هم کرده است. اما این طرز که من دل و جگر وزن را درآوردهام به این شکل نداشتهایم. و ضمناً رؤیایی اهمیتش در چیز دیگری است. از دههی ۱۳۴۰ هجریشمسی رؤیایی وزن را بهکلی کنار گذاشت و رفت به دنبال پروژهی شعر حجم در شیوه و سبک خودش؛ با زبانی ارتجالی و فرمهایی تا حدی انتزاعی.
رؤیایی در نظریهی شعر حجم یک لحظه قبل از شروع شعر را تئوریزه میکند. به همین جهت با فرم و بوطیقا کاری ندارد. حرف رؤیایی و نظریهی شعر حجم مربوط به قبل از شروع نوشتن شعر است. برای همین میگوید در شعر قدیم هم شعر حجم داشتهایم. و این چیزی است که قریب به اتفاق شاعران و منتقدان معاصر متوجه نشدند و قدرت رؤیایی در نکوشیدن برای فهماندن حرفش هم بسیار تعیینکننده بوده است. یعنی با صلح تمام با کژفهمیها مدارا کرد.
در سلوک نظریهپردازانهی رؤیایی این درونمایهی مهمی است که با نفهمیدن دیگران مدارا کن. اساساً قرار نیست همگان همهچیز را بفهمند. آن ربطی که رؤیایی در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ هجریشمسی با تصوف و عرفان داشت مربوط به همین است که حقیقت در عرفان ایرانی مراتب دارد و قرار نیست همگان به همهی حقایق راه پیدا کنند.
نظریهی شعر حجم دربارهی لحظهی قبل از نوشتن شعر است. برای همین هم شعر الهی و شعر رؤیایی دو بوطیقا و فرم مختلف دارند اما هردو شعر حجم اند. رؤیایی از حجمی قبل از شروع نوشتن شعر حرف میزند؛ با تعبیر ریکور شعرحجم مربوط به محاکات ۱ میشود.
این نظریه از حدی بیشتر وضوح را تاب نمیآورد. به همین جهت نوشتههای رؤیایی دربارهی شعر حجم هرقدر پیش آمد بر ابهام موضوع افزود. قضیه قرارگرفتن در زاویهی درست است. و این زاویهی درست دربارهی بیانیهی شعرحجم غالباً روی نداده است چون همه از نظریه یا مباحث نقد شعر چیز دیگری توقع داشتهاند و رؤیایی از چیزی میگوید که در تئوری شعر در سرتاسر جهان سابقه نداشته است. یعنی دربارهی لحظهای حرف میزند که هیچگاه در نقدشعر موضوع تفکر نبوده است.
به نظر من درک قضیه خیلی ساده است، اما برای کسی که ذهنیت فلسفی داشته باشد و بتواند نظریههای ادبی را از جایگاه درستشان ببیند. وضوح مطلب موقعی برای من اتفاق افتاد که «فیالبداهگی و ساختمان» را داشتم توی ذهنم شکل میدادم. ما نظریهای برای تولید شعر نداریم و برای همین کسی درک نکرد که شعرحجم نظریهای برای تولید شعر است.
شعرحجم نمیگوید با زبان چهطور برخورد کن، با وزن چهطور برخورد کن، با سنّت چهطور برخورد کن، با ترجمه چهطور برخورد کن، با قالب و فرم و ریختشناسی شعر چهطور برخورد کن، با بوطیقا چهطور برخورد کن. میگوید با شیء چهطور برخورد کن.
و این «شیء» در نوشتههای رؤیایی خیلی را به بیراهه برد چون شیء را مادی و خارجی فرض میکردند. شیء لزوماً ملموس و مادی نیست. شعر حجم میگوید با شیء چهطور برخورد کن، بعد هرطور خواستی با زبان و فرم و بوطیقا و سنت و تجدد و اینها برخورد کن.
یدالله رؤیایی جایی در جواب کسی از منتقدان که آیرونی نهفته در شعرش را با استناد به شناخت حضوری از طنز شفاهی رؤیایی توضیح میدهد نکتهی جالبی میگوید. میگوید معلوم نیست چرا کسی ممکن است خیال کند چون من را از نزدیک دیده است شعر من را هم میتواند فهم کند.
از نکات تحسینبرانگیز حیات ادبی یدالله رؤیایی یکی شیوهی معاشرت با منتقدانش است. ایشان بیش از پنجاه سال خود را وقف نظریهای کرده است که اکثر قریب به اتفاق جامعهی ادبی ایران حتی حوصلهی دقت کردن در آن را نداشته است.
در عین حال رؤیایی قصد سادهسازی مطلب را هم هیچگاه نداشته است. به عبارت دیگر، هر توضیحی در دقیقترین و صریحترین و وفادارانهترین شیوهی گفتنی ِ آن به همان عباراتی میرسد که رؤیایی بیان کرده است. و رؤیایی خوب میداند که نباید بیش از این کوشش کند که چیزی را که میگوید راحتالحلقوم به خورد خلایق بدهد. و نیز روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد.
تهران، ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۲ مسیحی