غزل

می‌خواهم‌ات چو آینه‌ای آفتاب را
می‌جویم‌ات چو اشتر عطشان سراب را
‌‌
از دور و دیر یک مژه‌ات در کتاب من
زود است هفت تیر کند انقلاب را
‌‌‌
شرب‌الیهود ذکر تو از خاطرم چکید
مست علی‌الصباح چه خواهد شراب را

با صبح نقل دولت بیدار گفته‌ایم
خار خیال می‌گسلد خورد و خواب را
‌‌
باران عنکبوت ببارید روز و شب
این زخم‌بند ِ کهنه‌ی نیلی‌قباب را

ابوذر کریمی (آبذ)
تهران، ۱۰ آوریل ۲۰۱۸ مسیحی

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها