پیشگفتار
این کتاب مجلدی مکمل برای اثر پیشین باب جسپ با عنوان نظریهی دولت: قرار دادن دولت سرمایهداری در جایگاه خود (۱۹۹۰) است. ازاینرو، این کتاب نیز با اتخاذ همان رویکرد واقعیگرای انتقادیِ راهبردی-رابطهای، تلاشها برای قرار دادن اقتصاد سرمایهداری در جایگاه واقعی خود را بررسی میکند و پیشنهادهایی برای پیشبرد این تلاشها ارائه میدهد. تمرکز ویژهی کتاب بر برخی تلاشهایی است که از دههی ۱۹۷۰ به بعد صورت گرفتهاند تا منطق سودمحور و بازارواسطهای اقتصاد سرمایهداری را در بستر گستردهتر سیاسی و اجتماعی-فرهنگی آن جای دهند. این تلاشها همچنین در پی آناند که نشان دهند حتی در صورت وجود شرایط مناسبِ بروناقتصادی و نیروهای پشتیبانِ بروناقتصادی، انباشت سرمایه در میانمدت تا بلندمدت، ذاتاً امری نامحتمل باقی میماند. ما این تلاشها را ذیل عنوان کلی رویکرد تنظیم بررسی میکنیم و، در حالی که تمامی گونههای اصلی این رویکرد را مرور خواهیم کرد، توجه ویژهای به آثار مکتب غالب پاریسی خواهیم داشت. همچنین پیشنهادهایی نظری ارائه خواهیم کرد درباره اینکه چهگونه میتوان از رویکرد تنظیم فراتر رفت تا مبنایی استوار برای یک اقتصادسیاسی انتقادیِ سرمایهداری فراهم شود.
از این منظر، مجلد حاضر همچنین نخستین مجلد از دو مجلدِ پروژهای دربارهی اقتصادسیاسی فرهنگی[1] است که ما از ۱۹۹۰ بهطور مشترک در حال توسعهی آن بودهایم. این پروژه راهی جدید برای قرار دادن هم دولت و هم اقتصاد در جایگاه واقعی خود فراهم میکند. اثر حاضر سیر تحول مکاتب مختلف در رویکرد تنظیم را در نقد سرمایهداری دنبال میکند. استدلال ما این است که این پارادایم پژوهشی مترقی در درون اقتصاد تکاملی و اقتصاد نهادی، بهتدریج در حال از دست دادن هویت متمایز خود بوده است و از درگیرشدن جدی با چرخش فرهنگی سود خواهد برد. مجلد دوم بر همین نتیجه استوار است. ازاینرو، یک برنامهی پژوهشی اولیه ارائه میکند که چرخش فرهنگی را جدی میگیرد، بیآنکه ویژگی خاص مقولات اقتصادی و پویاییهای اقتصادیِ معمول در صورتبندیهای اجتماعی سرمایهداری را از نظر دور بدارد. این مجلد ظرف یک سال پس از کتاب حاضر منتشر خواهد شد.
فصلهای این کتاب عمدتاً از نقدهایی سرچشمه میگیرند که باب جسپ از اوایل دههی ۱۹۸۰ دربارهی رویکرد تنظیم مطرح کرده است. هیچیک از فصلهای او عیناً همان نسخهی منتشرشدهی اولیه نیست و هیچکدام نیز صرفاً از طریق کنار هم گذاشتن بخشهایی از آثار منتشرشدهی پیشین پدید نیامده است. این بازنویسی چهار انگیزهی اصلی داشته است: نخست، حذف تکرارها یا همپوشانیهای غیرضروری میان فصلهای مختلف؛ دوم، روشنتر کردن استدلال از طریق برخی تغییرات سبکی؛ سوم، حذف جزییات تاریخی یا ارجاعات غیرضروریای که هنگام نگارش اولیه مرتبط بودند، اما اکنون یا خطوط اصلی استدلال را بیش از حد سنگین میکنند و/یا مستلزم ارائهی مقدار زیادی زمینه و توضیح مقدماتیاند؛ و چهارم، شناسایی نقاط بالقوهی پیوند و اتصال با دستورکار نوظهور ما در زمینهی اقتصادسیاسی فرهنگی.
در هیچ موردی از فرصت بازنویسی برای تغییر استدلالهای فکری و ماهوی استفاده نشده است. این خودداری آگاهانه از بازنگری محتوایی از آن رو صورت گرفته است که یکی از اهداف این مجلد، ترسیم نسلهای مختلف پژوهش در زمینهی رویکرد تنظیم و نشان دادن این امر است که چهگونه ما نیز، در کنار دیگران، بهتدریج توجه فزایندهای به «حلقههای مفقوده»، محدودیتهای نوظهور و کاستیهای نظری رویکرد تنظیم معطوف کردیم. نگای-لینگ سام نیز دو فصلی را که نخستین بار خود او نوشته بود، بازنگری کرده است. هر دو فصل جدیدتر اند و از پژوهش دکتری او و تأملاتش دربارهی بحران آسیا و مباحثات پیرامون آن سرچشمه میگیرند. او در بازنگری فصل مربوط به صادراتگرایی، نقد اولیهی رویکرد تنظیم را حفظ کرده و آن را با استدلالهایی برگرفته از تحولات بعدی در کشورهای تازهصنعتیشدهی شرق آسیا تقویت کرده است. نسخهی کنونی همچنین شامل دورهبندی شیوههای رشد در شرق آسیا و نشان دادن اهمیت پیوند میانمقیاسی آنها برای فهم گرایشهای بحرانزای این کشورها است. اما در بازنگری فصل مربوط به بحران آسیا، هدف او بهروزرسانی تحلیل تجربی، در عین حفظ نقد ماهویِ تفسیرهای بدیل و اصول اساسی روایت خود بوده است. او همچنین به نشانههایی از رویکرد نوظهور اقتصادسیاسی فرهنگی اشاره میکند؛ رویکردی که خود او آن را بسط داده و نامگذاری کرده است.
ما بهعنوان همکاران و همنویسندگان، دربارهی موضوعات مطرحشده در این مجلد و مجلد بعدی، بحثهای فراوانی داشتهایم. در واقع، این بحثها مدتها پیش از آنکه این پروژهی خاص دو مجلدی را تصور کنیم آغاز شده بودند و از ۱۹۹۰ به بعد در آثار فردی و مشترک ما بازتاب یافتهاند. این گفتوگوها همواره پرشور بودهاند، زیرا ما از نقاط عزیمت متفاوتی آغاز کردیم و هریک به شیوهی خود در توسعهی ایدههای مربوط به یک اقتصادسیاسی فرهنگیِ پسارشتهای مشارکت داشتهایم. در دو یا سه سال گذشته، این بحثها با شدت و هیجان بیشتری دنبال شدهاند؛ زیرا توجه خود را به فرآیندهای بازساختیابی و باز مقیاسبندی در نظم جهانیِ نوظهور معطوف کردیم، تمرکز خود را بر اقتصاد جهانیشوندهی مبتنی بر دانش گذاشتیم و بیش از پیش به مسائل عاملیت و سوبژکتیویته توجه نشان دادیم. ازاینرو، مهم است خاطرنشان کنیم که باب جسپ بهعنوان نویسندهی ارشد این مجلد معرفی شده است، زیرا اکثر فصلها نسخههای بازنگریشدهی آثار پیشین او دربارهی رویکرد تنظیم هستند. در مقابل، نگای-لینگ سام بهعنوان نویسندهی ارشد مجلد دوم معرفی شده است تا سهم تعیینکنندهی او در دستورکار پژوهشی جدید به رسمیت شناخته شود.
نگای-لینگ سام تقریباً از همان آغاز، نسبت به رویکرد باب جسپ دربارهی تنظیم و دولت انتقاد داشت؛ دلیل این انتقاد، گرایشهای آشکار اروپامحورانهی آن رویکرد و نیز بیتوجهی نسبیاش به عاملیت و سوبژکتیویته بود. بااینحال، او معتقد بود که رویکرد تنظیم و نظریهی دولتِ راهبردی-رابطهای همچنان دارای ارزش است. بنابراین، رویکرد تنظیمگرایانهی متمایز خود را برای پرداختن به ویژگیهای خاص صورتبندیهای سرمایهداری شرق آسیا توسعه داد و درسهای آموختهشده از این موارد را در چارچوب کلی تنظیمگرایانه و در تحلیل خاستگاههای اصلی فوردیسم آتلانتیک به کار گرفت. نقدهای او بر رویکرد تنظیم بر تحول نظری بعدی باب جسپ تأثیر گذاشت، بهویژه در نسبت با مفاهیم پسارشتهایبودن و اهمیت چرخش فرهنگی. ازاینرو، مشارکتهای بعدی او تحت تأثیر نقدهای سام قرار گرفت، حتی پیش از آنکه این آثار برای مجلد حاضر، در چارچوب پروژهی مشترکی که مبنای مجلد بعدی را تشکیل میدهد، بازنویسی شوند.
هر دوِ ما از طریق بحث دربارهی حذفها و بازنگریهای مناسب و نیز بهترین شیوه برای برجستهکردن دستورکار پژوهشی نوظهورمان، در بازنویسی تکتک فصلهای این مجلد مشارکت داشتهایم. بااینحال، هر یک از نویسندگان اصلی همچنان مسئولیت اولیه و نهایی شکل و محتوای فصل مربوط به خود را بر عهده دارند. در مجلد دوم، در مقابل، علاوه بر آثاری که با نام مشترک ما منتشر شدهاند، از نوشتههایی نیز بهره میگیریم که بهصورت فردی تألیف شدهاند، اما در بسیاری از موارد از دل پروژهی مشترک ما شکل گرفتهاند. در نگارش این کتاب و مقالههای اولیهای که منبع آن را تشکیل دادهاند، هر دوِ ما بهشدت از گفتوگو با شمار زیادی از همکاران و دانشجویان برجسته بهره بردهایم.
باب جسپ از نظریهپردازان رویکرد تنظیم در سراسر جهان تشکر میکند، از جمله کسانی که، بیتردید، ممکن است احساس کنند او حق مطلب را دربارهی سهم آنان بهطور کامل ادا نکرده است. او از گفتوگوهای شخصی با بسیاری از تنظیمگرایان بسیار آموخته است و، با پذیرش خطر مقایسهای که ممکن است به برخی برچسب یا ارزشگذاری نابرابر بدهد، مایل است بهطور ویژه از افراد زیر بهخاطر توصیهها و نقدهای دوستانهشان تشکر کند: رابرت بوایه، روبر دلورم، الکس دمیرُویچ، یوزف اِسِر، یواخیم هیرش، کورت هوبنر، جین جنسن، بیرگیت مانکوپف، مارگیت مایر، لارس میوست، هنک اوبربیک، جیمی پک، پاسکال پُتی، کیس فان دِر پایل و آدام تیکل. دیگرانی که بر استدلالهای مطرحشده در این کتاب تأثیر گذاشتهاند عبارتاند از:
نیل برنر، استیو فلیتوود، کالین هی، مارتین جونز، هانس کاستندیک، گوردون مکلئود، جیمز مارتین، آدام مورتون، اندرو سِیِر و داگ وبر. فصل۸ حاصل یک برنامهی پژوهشی ئیاسآرسی دربارهی حکمرانی محلی است، با شمارهی کمکهزینهی L۳۱۱۲۵۳۰۳۲.
نگای-لینگ سام مایل است از کیت کری و کارن گمِن تشکر کند و قدردانی خود را از حمایت عمومی گروه جامعهشناسی دانشگاه لنکستر در فاصلهی سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ و پس از آن ابراز دارد. او همچنین میخواهد از دیوید مارکواند، اندرو گمبل، تونی پین، رندال ژرمن و سیلویا مککالم در مرکز پژوهش اقتصادسیاسی دانشگاه شفیلد بهخاطر حمایتشان در دوران تصدی بورسیهی پژوهشی پسادکتری الک هورسلی در سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ تشکر کند. این بورسیه به او زمان و فضای لازم را داد تا بسیاری از مسائل مطرح در رویکرد تنظیم را از نو بررسی و بازاندیشی کند. همچنین در دوران حضور او در مرکز پژوهش اقتصادسیاسی دانشگاه شفیلد بود که برای نخستین بار ایدهی اقتصادسیاسی فرهنگی را بسط داد. این ایده در دورهی بعدی تصدی بورسیهی پژوهشی سیمون در دانشگاه منچستر، در فاصلهی سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰، بیش از پیش پرورانده شد. او مایل است از هیو باینون، جف هندرسون، کارل ویلیامز و اعضای مرکز مطالعات کار تشکر کند که زمینه و امکان انجام پژوهش او را در آنجا فراهم کردند. از سال ۲۰۰۱، او از فضای پرتحرک و زنده پسارشتهای در دانشگاه لنکستر بهرهمند بوده است؛ فضایی که او را تشویق کرد تا گروه پژوهشی اقتصادسیاسی فرهنگی را زیر نظر مؤسسهی مطالعات پیشرفته راهاندازی کند.
این کتاب را به لو مو-کوان تقدیم میکنیم؛ کسی که تمام زندگی خود را صرف پرورش و حمایت از نگای-لینگ سام کرده، از باب جسپ در خانواده و خانهی خود استقبال کرده و در سفرهای هر دوِ ما به هنگکنگ، پشتیبانی مادی و عاطفی خود را از ما دریغ نکرده است.
باب جسپ، نگای-لینگ سام
لنکستر، ۱۴ فوریهی ۲۰۰۵
[1]. Cultural Political Economy – CPE