۳ اکتبر ۱۹۴۲
به مارگارتا فلرر
بانو فلرر عزیز
بسیار متشکرم از عکسهای خیرهکنندهای که فرستادید. خوشحالام که میشنوم حالتان مجدداً رو به بهبودی است. تضمین میکنم هیچچیز نیروبخشتر و شفابخشتر از هوای کوهستان نیست. امسال را هم در کوهستان گذراندم؛ ابتدا در کانتون وَلِه و سپس در خود ارتفاعات.
وقتی پا به سن میگذاری دستگیرت میشود که نباید در موارد غیرضروری تا سرحد مرگ کار کنی. لااقل من اینطور دستگیرم شده است. محتمل است نظرتان دربارهی بسیج زور خلّاقه صحیح باشد، فقط بشخصه دربارهی من قضیه طور دیگری است. ندرتاً شاید سرعتم را حفظ کنم و ششدانگ حواسم باید جمع باشد که زورهای خلّاقه چهارنعل دور کیهان نگردانندم. در مورد من بسیجمسیجی در کار نیست! باید به نحوی ملاطفتآمیز با ممارست و توجه زایدالوصف خود را متقاعد کنم که دست از کار زیاد بکشم. تابستان اخیر دو ماه طول کشید تا توانستم دست از کار بکشم. با این حال از آن رو که همهچیز دربارهی جنس خانمها وارونه است اینطور در نظر میگیرم که فرمول شما بیردخور برای جنس زن درست کار میکند. اگر بخواهم برحسب تجربیات دیگر خود داوری کنم خانمها همینطور اند. در یک کلام میشود گفت: آن فشار درونی که در بانوان است با پمپاژ مقداری اسید کربنیک باید بالا برود. توصیهای که میشود به آقایان کرد این است که یک شیر به بشکه نصب کنند که هرچه هست و نیست نشتی ندهد. این فرمول دوم شاید بیشازحد انفسی باشد.
اینطور که به نظر من میرسد راز پیر شدن شایسته این است که بهقاعده مصرف کنید که مبادا تحلیل روید.
با بهترین احترامات و آرزوهای صمیمانه
ک.گ.یونگ
ج۱، صص۳۲۰-۳۲۱.