۲۱ آوریل ۱۹۳۳
به یولانده جاکوبی
بانو جاکوبی عزیز
از نامهی جزیینگارانهی شما بسیار متشکرم. نظر به شرحی که شما از دکتر نـ… دادهاید شخص مناسبی به نظر میرسد. اگر قادر باشد کاری را که بانو سـ… که مطمئنام قضاوت صحیحی دارد نتوانست کند کند کاری کرده است کارستان. سر زدن یک حماقت معمول از یک عصبشناس بعید است. X مورد غیرمعمول بیاندازه دشواری است که متأسفانه به میزان قابلتوجهی در مرحلهی زوال نوروتیک پیش رفته است. خطری که هست این است که روند معالجه لابهلای مسائل پیشپاافتاده گموگور شود. در برخورد با X یک نفر لازم است که همهچیز را دائم در ذهن داشته باشد. X را باید از «بالا» معالجه کرد چون در نهایت این مسئلهای است که به یک تعارض در Weltanschauung [=جهانبینی] مربوط است و در این مورد خاص با دیدگاه منسوخ خردسالانهای که در زنش تجسم یافته است تصادم میکند. از این رو لازم است از سویی این مسئلهی بزرگ را مدّ نظر قرار داد و از دیگر سو شیرخوارمآبی و خردهریزهای سمساریاش را. کار کوچکی نیست! مایهی خوشحالی است که با یک نورولوژیست تیزهوش در وین آشنا شوم. بارها در این باره از من پرسوجو شده است.
همسرم چیزهایی دربارهی آتوآشغالهایی که دوروبر پروژهی مجلّه تلانبار شده است گفته است. و اما آنیما! امیدوارم کار توضیحی افزوده لازم نباشد. برای مثال جوهر جلسهای که در مونیخ با عنوان «مشهور» برگزار کردم صحبتهای خصوصی بین من و هِیِر بود در مواقعی که با هم تنها بودیم. باید حتماً در نظر میگرفتم که او خود را متعهد به چه برنامههایی کرده است. حتی در آنزمان هم تردیدهای شخصی خود را داشتم اما لازم بود منتظر مدارک رسمی و دفترچه میماندم تا مشخص شود این عالیجنابان پروژه را چهطور برنامهریزی میکنند. بعد هم که دیدم همهچیز را بر عهدهی من گذاردهاند و بار فوقطاقتی بر دوشم خواهد بود. یک پیشنهاد مطلقاً غیرعملی! متصدیان امر در اینقبیل فرصتهای مناسب دوروبرشان عین سگهای نگهبان بو میکشند و به قول انگلیسیها حرفهای eyewash [=صدتایکقاز] میزنند. تا قبل از امضای قرارداد همهچیز پوچ و بیمعنی است. این تنها چیزی است که مهم است. هر چیز دیگر یک توطئهی حیلهگرانه و حقهی آنیماست؛ همان چیزی که خانمها را مثل آبخوردن به جنون میکشاند چون همیشه میخواهند بدانند چرا و چهطور. اما نکتهی اساسی این است که بدانید کارها چهطور انجام نمیشود.
لطفاً سلام گرم من را به X برسانید و از قول من به او بگویید (همانطور که میدانید محبت او ساده جریحهدار میشود) در سخنان پولس در قرنتیان تأمل کند: «و محبت پایدار میمانَد.»
با درودهای صمیمانه
ارادتمند یونگ
ج۱، صص۱۲۰-۱۲۱.