۲۷ دسامبر ۱۹۴۷
به پدر روحانی ویکتور وایت
ویکتور عزیزم
به قدری در نوشتههایم «مستغرق» شدهام که مهمترین نکتهای را که میباید از شما میپرسیدم از یاد بردم: نقشهای برای تشکیل یک «مؤسسهی روانشناسی تحلیلی» (Institutfur complexe Psychologie) در زوریخ وجود دارد. «کمیته»ای متشکل از ۵ نفر انتخاب شده است ([کارل آلفرد] مایر، دکتر [کورت] بینزوانگر، دکتر یولان یاکوبی، دکتر [لیلیان] فرایران و خودم) که مشغول تهیهی فهرست اسامی بنیانگذاران عملی مؤسسه هستند. از من خواسته شده است به شما بنویسم که آیا مایل هستید به ما اجازه دهید نامتان را در میان نامهای این فهرست قرار دهیم یا خیر. [جز ذکر نامتان] در معرض تعهد دیگری نیستید. ما صرفاً امیدواریم اقتدار اخلاقیاتی نام شما به این تشکیلات نوپا افزوده شود. هم الآن نامهای گیبهارد فرای پروفسور فلسفهی مدرن در دانشکدهی کشیشی سهونیک، پروفسور [ولفگانگ] پائولی فیزیکدان و برندهی جایزهی نوبل، پروفسور [فردیناند] گونسیت ریاضیدان، راب دو تراز رماننویس شهیر فرانسوی-سوئیسی، دریاسالار ویشر از هیئتامنای دانشگاه بازل و دیگرانی در این فهرست هست. نام شما در نظر اجتماع پسندیده است. چنانچه مقدورتان باشد این لطف را به ما بفرمایید شخصاً منّتپذیرتان هستم. متعاقباً اطلاعات بیشتری دربارهی مؤسسه به دستتان خواهد رسید. نامهای بلندبالا به شما نوشتهام که احتمالاً بهوسیلهی پست غیرسفارشی به دستتان میرسد. به همین جهت این ضمیمهی تکمیلی را به اغلب احتمال قبل از اصل مرسوله دریافت خواهید داشت. مجموعهی دلمشغولیهایی که «مستغرق»شان هستم بهتفصیل آنجا ذکر شده است.
از آنجایی که عمر من طی میشود و در موعد مقرر به اسلاف و اقرباء روحانی خویش میپیوندم، این مؤسسه به معنای تداوم کار من است. برنامهی سمینارهای انگلیسی من جخ با سخنرانیها و دورههایی دربارهی روانشناسی رؤیا جایگزین شده است؛ سمینارهای روانشناختی در باب افسانههای پریان، موضوعات گزیدهای از عهد عتیق، حماسهی گیلگمش، رُنسانس (قرن پانزدهم) و لازم است که این سخنرانیها در قالب یک مؤسسه تثبیت و نگهداری شوند. باشگاه روانشناسی به وسیلهی اعانات به تالارها، کتابخانه و تجمیعی از توان مالی کمک میکند.
الساعه سرم وحشتناک شلوغ است اما فردا برای دو هفته به بولینگن خواهم رفت.
با صمیمیت بسیار
ک.گ.
ج۱، صص۴۸۱-۴۸۲