نامهی یونگ به هانری کربن
۴ مه ۱۹۵۳
جناب آقای کربن،
چند روز پیش نسخهای از مقالهی شما، «حکمت خالده»(۱) به دستم رسید. متأسفانه بیان تمام اندیشهها و احساساتی که هنگام خواندن ارائهی تحسینبرانگیز شما از موضوعتان داشتم، برایم ممکن نیست. فرانسوی من آنقدر زنگار گرفته است که قادر نیستم آن را برای بیان دقیق آنچه میخواهم به شما بگویم، به کار ببرم. بااینحال، باید بگویم اثر شما فوقالعاده مرا به وجد آورد. این برایم تجربهای نادر، بلکه منحصربهفرد بود که کاملاً درک شوم. من بیشوکم به زندگی در نوعی خلأ فکری کامل عادت دارم و اثر اخیرم، «در پاسخ ایوب»، این خلأ را کاهش نداد، بلکه برعکس، آواری بهمنوار از پیشداوریها، سوءتفاهمها و -بیش از همه- حماقتی هولناک را برانگیخت. صدها نقد دریافت کردهام، اما هیچیک به پای نقد شما در درک شفاف و نافذ آن نمیرسد.
بینش شما شگفتانگیز است: شلایرماخر واقعاً یکی از نیاکان روحانی من است. او حتی پدربزرگم را، که در اصل یک کاتولیک بود اما در آن زمان آموزگار کلیسا شده بود، غسل تعمید داد. این پدربزرگ، دوست صمیمی «دِ وِتّه»ی الهیدان شد، که خود با شلایرماخر ارتباط داشت. روحیهی توأم با شرحصدر، درونگرایانه و فردگرایانهی شلایرماخر، بخشی از فضای فکری خانوادهی پدری من بود. هرگز بهطور مستقیم او را مطالعه نکردم، اما بهطور ناخودآگاه، برای من همچون spiritus rector [=مقتدای روحانی] بود. شما گفتهاید کتاب مرا همچون یک اوراتوریو خواندهاید. این کتاب در تبوتاب یک بیماری به سراغم آمد، گویی با موسیقیِ عظیمِ باخ یا هندل همراه بود. من از آن دسته افرادی نیستم که ادراکاتشان شنیداری باشد، پس چیزی نشنیدم، بلکه فقط احساسی داشتم مانند گوش سپردن به یک ترکیب موسیقیایی باشکوه، یا -بهتر بگویم- حضور در یک کنسرت.
باید اشاره کنم که دِوِتّه -چنانکه خود میگفت- گرایشی داشت به «اسطورهای کردن» روایتهای شگفتانگیز کتاب مقدس (یعنی آنهاییشان که تکاندهنده اند). به این ترتیب، او ارزش نمادین آنها را حفظ میکرد. این دقیقاً همان کاری است که من، نهتنها دربارهی کتاب مقدس، که دربارهی رخدادهای ناپسند در رؤیاهایمان، ناگزیر از انجامش بودهام. نمیدانم چگونه قدردانیام را بیان کنم، اما یکبار دیگر باید بگویم که بینهایت از حسننیت و درک بیمانند شما سپاسگزارم. احترام مرا به همسر محترمتان برسانید. و باید بگویم که خاویار فراموش نشده است!
با ارادت و سپاس،
کارل گوستاو یونگ