نامه‌های یونگ ۲۶

سر در نمی‌آورم چرا «خطرپذیری» را «ایمان» می‌نامید. وقتی مطمئن باشید که در نهایت همه‌چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت خطرپذیری مفهوم درستی ندارد. اما خطرپذیری زمانی رخ می‌دهد که نه می‌دانید و نه ایمان دارید! وقتی کالسکه‌ی سفر قدیسه ترزای آبیلایی واژگون شد، او دستانش را به آسمان بلند کرد و گفت: «حالا می‌فهمم چرا تو این‌قدر دوستان کمی داری!» شاید ما هم سرنوشتی مشابه داشته باشیم! من فقط زمانی «ایمان» دارم که دلایل کافی برای یک فرضیه داشته باشم. این کلمه برای من معنایی بیش از این ندارد. اما جَست‌های در تاریکی را به‌خوبی می‌شناسم. برای من، این‌ها به شهامت مربوط اند، نه ایمان -و البتّه اندکی هم به امید و این‌که همه‌چیز خوب پیش برود.

نامه‌ی یونگ به دکتر هـ
۱۷ مارس ۱۹۵۱


* تعریض واضحی به کی‌یرکگور دارد.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها