شراب شهریور/ آبذ

‌‌
عقیقِ شهدِ کدامین تاک
شد از تو خاطره‌ی این خاک؟
شرنگِ زاده‌ی تابستان
رفیق! ساعتِ بی تِک تاک!
ترانه‌خوانِ دو چشمانت
فروغِ وحشتِ پنهانی‌ست
خراشِ ناخنِ رأسُ‌الجَدْی
حرارتی که درخشانی‌ست
در آن نفس که برویاندی
چکاد سرو خیالم را
هزار خضر اهورایی
سترد هر خس بالم را
در این سپیده‌ی طوفانی
منم سفینه‌ی بی‌لنگر
تو موج زخمی سکانی
تو ساحلیّ و تویی بندر
خطت به خاطرم افتاده‌ست
قدم قدم تو و شب‌بوها
خیالِ روشنِ شبگردی
حریفِ نافه‌ی آهوها
لغت لغت زرِ تر دارم
میانِ گفتن و پوشیدن
پشنگِ سونِش نامت را
جرقه‌های هجا دیدن
شب از نِگات پریشیده
تب از حرارتِ پیشانی‌م
حصارِ سیمی زلفینت
هلالِ سعدِ پریشانی‌م
نه از تو خواب دمی خالی
نه تابِ دیده هم‌آوردن
نه اشکِ خشیتِ خاموشی
نه کِبرِ نعره برآوردن
سکوت باید از این غوغا
بگو بگو تو که می‌دانی
کجاست مسجدِ بی‌قبله
کجاست مصحفِ سریانی؟
تهران، شهریور ۱۳۹۵
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها