جمعبندیهای موقت راهبردی-رابطهای
هنوز برای نتیجهگیری دربارهی رویکرد راهبردی-رابطهای در چنین مرحلهی ابتدایی از این تکنگاشت زود است. فصلهای باقیمانده نیز به تحول این رویکرد و پیامدهای آن میپردازند و فصل پایانی، دستورکار پژوهشیِ آینده را ارائه خواهد کرد. بنابراین، میتوان این فصل را با سه گزارهی خلاصهکننده به پایان برد. نخست، رویکرد راهبردی-رابطهای یک راهنمای اکتشافی مبتنی بر یک هستیشناسی عام اجتماعی است. ازاینرو، این رویکرد نمیتواند مجموعهی خاصی از مفاهیم را برای تحلیل یک مسئلهی نظری و/یا تجربیِ معین اعتبارسنجی کند. در واقع، رویکرد راهبردی-رابطهای در مقام یک راهنمای اکتشافیِ عام، با طیفی از نظریههای خاصِ راهبردی-رابطهای سازگار است؛ نظریههایی که باید از اَشکال دیگری از تأمل نظری، مشاهدهی تجربی یا مداخلهی عملی استخراج شوند. از این منظر، صرفنظر از کاربرد مشخصی که در ادامهی کتاب از رویکرد راهبردی-رابطهای در نظریهی دولت خواهد شد، استدلالهای فرانظری آن میتوانند در قالبهای دیگری نیز پابرجا بمانند و بسط یابند. دوم، به همان دلایل، میتوان از رویکرد راهبردی-رابطهای برای بررسی و بهپرسشکشیدن سایر رویکردهای نظری، مفاهیم نوظهور و تحلیلهای تجربی نیز استفاده کرد؛ بدینمنظور که ابعاد ساختاری و راهبردیِ بههمپیوستهی آنها برجسته شود و پیامدهایشان مورد بررسی قرار گیرد. و سوم، اگر رویکرد راهبردی-رابطهای قرار است یک راهنمای اکتشافیِ جامع باشد، باید خودِ آن نیز مشمول همین تحلیل قرار گیرد. به بیان دیگر، باید بتوان تحول رویکرد راهبردی-رابطهای را، هم در مقام یک راهنمای اکتشافیِ عام و هم در صورتبندیهای خاص آن، به شیوهای راهبردی-رابطهای تبیین کرد. این امر مستلزم تحلیل عوامل مادی و گفتمانیِ دخیل در ظهور، گزینش، حفظ، مناقشه و جایگزینی یک پارادایم خاص راهبردی-رابطهای با پارادایمی دیگر است؛ یا حتی، درواقع، در جایگزینشدن راهنمای اکتشافیِ عامِ راهبردی-رابطهای با راهنمای دیگری که دستکم به همان اندازه قدرتمند باشد. از این منظر، میتوان اثر حاضر را تلاشی برای تقویت و پیشبرد گزینش و حفظ رویکرد راهبردی-رابطهای دانست.